رمز ۳۰۷مرحلهٔ تصمیم، درس ۷ از ۲۵ مدیریت ریسک
خرید پلهای (DCA) چیست و چطور ریسک نوسان را کم میکند
خرید پلهای (DCA) یعنی چه، کدام ریسک را کم میکند و کدام را نه؛ با یک مثال عددی فرضی و خلاصهٔ پژوهشهای ونگارد، مورنینگاستار و FINRA دربارهٔ پلهای و یکجا.
پیشنیاز رمز ۳۰۲ مدیریت ریسک در معامله ارز دیجیتال؛ اصول پایه
«خرید پلهای» یا میانگینگیری هزینهٔ دلاری (Dollar-Cost Averaging) روشی است که در آن مبلغ ثابتی را در فواصل زمانی منظم، صرفنظر از قیمت لحظهای، وارد یک دارایی میکنید. واژهنامهٔ Investor.gov، وابسته به کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC)، همین را تعریف استاندارد DCA میداند و هدف آن را از بین بردن نیاز به پیشبینی زمان دقیق بازار میشمارد [۱]. این روش ریسک «ورود در بدترین لحظه» را در طول زمان پخش میکند، اما نه سودی را تضمین میکند و نه جلوی زیان را میگیرد؛ اگر دارایی برای مدتی طولانی پایین بماند، خریدار پلهای هم در زیان است و تنها میانگین خرید او با خریدار یکجا فرق دارد.
خرید پلهای چیست؛ تعریف دقیق
تعریف بالا سه جزء دارد و هر سه لازماند: مبلغ ثابت، فاصلهٔ زمانی ثابت و بیتوجهی به قیمت روز. اگر یکی از این سه را کنار بگذارید، دیگر خرید پلهای انجام نمیدهید، بلکه بازار را زمانبندی میکنید؛ فقط با قدمهای کوچکتر.
نتیجهٔ ریاضی این قاعده ساده است: وقتی قیمت پایینتر است، همان مبلغ ثابت واحدهای بیشتری میخرد و وقتی قیمت بالاتر است، واحدهای کمتری. به همین دلیل میانگین هزینهٔ هر واحد برای خریدار پلهای معمولاً از میانگین سادهٔ قیمتها در همان بازه کمتر میشود. نهاد خودانتظام کارگزاران آمریکا (FINRA) نیز همین را میگوید: خرید پلهای میتواند به قیمت میانگین کمتر برای هر سهم منجر شود و خرید خودکار و منظم، ریسک «زمانبندی بازار» را کم میکند [۲].
نکتهٔ مهمتر آن است که خرید پلهای دربارهٔ چه چیزی هیچ حرفی ندارد. این روش فقط به دو پرسش جواب میدهد: «چه وقت» و «هر بار چقدر». پرسش «چه داراییای» را باید جای دیگری پاسخ داده باشید؛ اگر دارایی نامناسبی انتخاب شده باشد، منظم خریدن آن فقط زیان را منظم میکند.
نکته
در متون فارسی گاهی «خرید پلهای» را برای هر خرید چندمرحلهای به کار میبرند، از جمله برای خریدهای واکنشی در افت قیمت. در این درس منظور ما همان تعریف استاندارد است: مبلغ ثابت، زمان ثابت، بدون نگاه به قیمت. تفاوت این دو در بخش اشتباههای رایج توضیح داده میشود.
چه مشکلی را حل میکند و چه مشکلی را نه
مشکلی که خرید پلهای واقعاً هدف گرفته، ریسک زمانبندی است: ترس از اینکه تمام پول در بدترین نقطه وارد بازار شود. FINRA توضیح میدهد که سرمایهگذاری تدریجی در صورت سقوط شدید بازار زیان را محدود میکند، چون بخشی از پول هنوز سرمایهگذاری نشده و از افت مصون است [۲]. مشکل دوم، روانی است: تصمیم به خرید یک بار گرفته میشود و بعد بهصورت خودکار اجرا میشود؛ بنابراین هر هفته یا هر ماه لازم نیست با ترس از دست دادن فرصت (FOMO) یا ترس از سقوط بجنگید.
برای اینکه ببینید چرا این مسئله در رمزارزها جدیتر از بازارهای دیگر است، به دادههای NYDIG نگاه کنید: چرخهٔ صعودی بیتکوین در نوامبر ۲۰۲۱ در حدود ۶۹٬۰۰۰ دلار به پایان رسید و در طول همان چرخهٔ صعودی، بیتکوین ۱۰ افت ۱۰ درصدی یا بیشتر را تجربه کرد؛ افتهای سالانه نیز سنگین بودهاند: سال ۲۰۱۴ منفی ۵۶٫۱٪، سال ۲۰۱۸ منفی ۷۳٫۰٪ و سال ۲۰۲۲ منفی ۶۳٫۹٪ [۳]. در چنین بازاری، حدسزدن «کف» و «سقف» حتی برای حرفهایها دشوار است و همین، خرید پلهای را به موضوع پرتکراری در گفتوگوهای رمزارزی تبدیل کرده است.
اما فهرست چیزهایی که خرید پلهای حل نمیکند به همان اندازه مهم است:
- ریسک خود دارایی. اگر ارزش دارایی به صفر برسد، میانگین خرید شما هر چه باشد، نتیجه صفر است.
- هزینهٔ فرصت در بازار صعودی. FINRA تأکید میکند این روش ریسک کمتر ولی اغلب بازده کمتری نسبت به سرمایهگذاری یکجا دارد، بهویژه در دورههای طولانی [۲].
- کارمزد. به گفتهٔ FINRA اگر برای هر معامله کارمزد بدهید، تعداد معاملات بیشتر میتواند بازده را بخورد [۲].
- افتهای چندساله. خرید پلهای در یک نزول طولانی، مرتب با قیمت پایینتر میخرد و تا زمان بازگشت قیمت، سبد در زیان میماند؛ بازگشت هم تضمینشده نیست.
هشدار
خرید پلهای سود را تضمین نمیکند و جلوی زیان را نمیگیرد. منابع همین درس (SEC، FINRA، ونگارد و مورنینگاستار) آن را روشی برای پخشکردن ریسک زمانبندی میدانند، نه راهی برای حذف ریسک. هر متنی که خرید پلهای را راهی برای حذف کامل ریسک یا «سود مطمئن در بلندمدت» معرفی میکند، دربارهٔ چیزی حرف میزند که این روش قولش را نداده است.
یک مثال عددی فرضی، قدمبهقدم
فرض کنید فردی تصمیم گرفته است چهار ماه پیاپی، هر ماه ۱۲۰ واحد پول (واحد فرضی؛ تومان یا دلار بودنش مهم نیست) وارد یک دارایی کند؛ در مجموع ۴۸۰ واحد. برای مقایسه، فرد دیگری همان ۴۸۰ واحد را در ماه اول یکجا وارد میکند. همهٔ قیمتها فرضیاند و فقط برای نشاندادن مکانیسم انتخاب شدهاند.
سناریوی اول: افت و بازگشت. قیمت هر واحد دارایی در چهار ماه به ترتیب ۶۰، ۴۰، ۳۰ و ۶۰ است.
| ماه | قیمت (فرضی) | مبلغ | واحد خریداریشده |
|---|---|---|---|
| اول | ۶۰ | ۱۲۰ | ۲ |
| دوم | ۴۰ | ۱۲۰ | ۳ |
| سوم | ۳۰ | ۱۲۰ | ۴ |
| چهارم | ۶۰ | ۱۲۰ | ۲ |
خریدار پلهای در پایان ۱۱ واحد دارد و میانگین هزینهٔ هر واحد او تقریباً ۴۳٫۶ است، در حالی که میانگین سادهٔ چهار قیمت ۴۷٫۵ است؛ همان اثر ریاضی که گفتیم. خریدار یکجا با ۴۸۰ واحد پول در قیمت ۶۰، فقط ۸ واحد دارایی خریده است. در پایان ماه چهارم و با قیمت ۶۰، سبد خریدار پلهای ۶۶۰ میارزد (سود ۱۸۰) و سبد خریدار یکجا ۴۸۰ (بدون سود و زیان).
سناریوی دوم: صعود پیوسته. حالا فرض کنید قیمتها ۶۰، ۸۰، ۱۲۰ و ۱۲۰ باشند. خریدار پلهای ۲، ۱٫۵، ۱ و ۱ واحد، در مجموع ۵٫۵ واحد میخرد که با قیمت پایانی ۱۲۰ باز هم ۶۶۰ میارزد. اما خریدار یکجا همان ۸ واحد را دارد که حالا ۹۶۰ میارزد. این همان «هزینهٔ فرصت» است که در بخش بعد در پژوهشها هم خواهید دید: در بازار صعودی، پولی که بیرون منتظر مانده، از صعود جا میماند.
سناریوی سوم: افت بدون بازگشت. اگر قیمتها ۶۰، ۴۰، ۳۰ و ۲۰ باشند، خریدار پلهای ۲، ۳، ۴ و ۶ واحد، در مجموع ۱۵ واحد میخرد؛ با قیمت پایانی ۲۰ سبد او ۳۰۰ میارزد، یعنی ۱۸۰ واحد زیان. خریدار یکجا ۸ واحد دارد که ۱۶۰ میارزد، یعنی ۳۲۰ واحد زیان. زیان خریدار پلهای کمتر است، اما زیان است. این سناریو همان چیزی است که جملهٔ «خرید پلهای جلوی زیان را نمیگیرد» به آن اشاره دارد.
راهکار عملی
در مثال بالا هر سه سناریو با یک برنامهٔ ثابت اجرا شدند؛ خریدار پلهای در هیچ ماهی به قیمت نگاه نکرد. همین «نگاهنکردن» کل ماجراست. اگر در سناریوی سوم خریدار پلهای در ماه سوم از ترس دست میکشید، یا در سناریوی دوم از هیجان مبلغ را دو برابر میکرد، دیگر نتیجهٔ مثال معتبر نبود.
خرید پلهای در برابر خرید یکجا؛ پژوهشها چه میگویند
پژوهشهای معتبر در این زمینه عمدتاً دربارهٔ بازار سهاماند، نه رمزارز؛ این را در ذهن داشته باشید. ونگارد در فوریهٔ ۲۰۲۳ در پژوهشی با عنوان «میانگینگیری هزینه: اکنون سرمایهگذاری کنید یا نقد را موقتاً نگه دارید؟» تحلیل سال ۲۰۱۲ خود را با دادهٔ آمریکا، بریتانیا و استرالیا تا ۲۰۲۲ گسترش داد و نشان داد در دورهٔ ۱۹۷۶ تا ۲۰۲۲ سرمایهگذاری یکجا بهطور تاریخی تقریباً دوسوم مواقع از خرید پلهای بهتر عمل کرده و در میانه (median) برتر بوده است؛ اما خرید پلهای در بدترین سناریوهای نزولی نتیجهٔ بهتری داشته و انتخاب میان دو روش به هزینهٔ فرصت، ریسک، زیانگریزی و ترجیح سرمایهگذار بستگی دارد [۴].
مورنینگاستار با اشاره به پژوهشها نتیجهٔ مشابهی میگیرد: در آمریکا سرمایهگذاری یکجا در ۹۰٪ بازههای سهساله از خرید پلهای بهتر بوده و در بازهٔ ۱۰ ساله، ۹ بار از ۱۰ بار کسی که پول را قطرهقطره وارد بازار کرده در پایان پول کمتری داشته است، چون سهام در بلندمدت بهطور تاریخی روند صعودی داشته؛ در عین حال مورنینگاستار یادآوری میکند که بیشتر مردم پول یکجا ندارند و درآمدشان تدریجی است، پس سرمایهگذاری تدریجی برایشان طبیعی است [۵].
از این دو پژوهش دو درس میتوان گرفت. اول، «کدام بهتر است» پرسش درستی نیست؛ پرسش درست این است که شما تحمل کدام نوع پشیمانی را دارید: پشیمانی از جا ماندن در صعود، یا پشیمانی از ورود کامل درست پیش از سقوط. دوم، این عددها را نمیتوان مستقیم به رمزارز منتقل کرد. بازار سهام آمریکا تاریخچهای چنددهساله دارد؛ رمزارزها تاریخچهٔ کوتاهتر و افتهای عمیقتری دارند (همان افتهای بالای پنجاه درصدی که NYDIG برشمرد) و هیچ تضمینی برای تکرار الگوی گذشته وجود ندارد.
شواهد علمی
بانک تسویهٔ بینالملل (BIS) در بولتن شمارهٔ ۶۹ (۲۰ فوریهٔ ۲۰۲۳) با دادهٔ Sensor Tower از دانلود و استفادهٔ بیش از ۲۰۰ اپ صرافی رمزارز در ۹۵ کشور بین ۱ اوت ۲۰۱۵ و ۱۵ دسامبر ۲۰۲۲ برآورد کرد بین ۷۳٪ تا ۸۱٪ سرمایهگذاران خرد روی سرمایهگذاری اولیهٔ بیتکوین خود زیان کردهاند؛ ۷۵٪ کاربران جدید پس از عبور قیمت از ۲۰٬۰۰۰ دلار در دسامبر ۲۰۲۰ اپ را دانلود کردند و سرمایهگذاران بزرگ درست پیش از سقوطهای پس از فروپاشی ترا/لونا در مه ۲۰۲۲ و ورشکستگی FTX در نوامبر همان سال فروختند، در حالی که سرمایهگذاران خرد هنوز میخریدند [۶]. این داده دقیقاً همان مشکل زمانبندی را نشان میدهد: ورود دستهجمعی پس از یک صعود پرسروصدا. اما BIS خرید پلهای را جداگانه نسنجیده است؛ پس نمیتوان از این گزارش نتیجه گرفت که خرید پلهای این زیانها را از بین میبرد.
اشتباههای رایج: پلهای خریدن چیزی که نمیشناسید
بزرگترین اشتباه در همان عنوان این بخش است. خرید پلهای شیوهٔ ورود است، نه معیار انتخاب. کسی که هر ماه مبلغ ثابتی روی توکنی میگذارد که سازوکارش را نمیفهمد، از قاعدهٔ منظم چیزی جز نظم به دست نمیآورد؛ اگر آن توکن پروژهای بیپشتوانه یا کلاهبرداری باشد، نشانههای توکن اسکم را باید پیش از اولین پله شناخته باشید، نه بعد از دهمین.
اشتباههای دیگر:
- خلط خرید پلهای با «میانگین کم کردن». میانگین کم کردن یعنی فرد چون قیمت افتاده، مبلغ بیشتری وارد میکند تا میانگین خریدش پایین بیاید. این یک تصمیم واکنشی به قیمت است، دقیقاً خلاف اصل «بیتوجهی به قیمت». خطرش آنجاست که مبلغ کل از پیش تعیین نشده و در یک نزول طولانی، هر افت او را به واریز بیشتر وسوسه میکند.
- توقف در افت، افزایش در صعود. برنامهٔ پلهای درست در همان ماههایی ارزش دارد که خبرها بد است؛ اگر آن ماهها متوقف شود، عملاً فقط در قیمتهای بالا خرید انجام شده است. وارونهٔ آن هم اشتباه است: دو برابر کردن مبلغ در هیجان صعود، خرید پلهای را به همان تصمیم احساسی برمیگرداند که برای فرار از آن طراحی شده بود.
- نادیدهگرفتن کارمزد. هر پله یک معامله است و در برخی پلتفرمها هر معامله کارمزد ثابتی دارد؛ پلههای خیلی کوچک میتوانند بخش قابل توجهی از مبلغ را به کارمزد بدل کنند.
- پلهایکردن پولی که نباید در بازار باشد. منظم بودن واریز، ماهیت پول را عوض نمیکند؛ پسانداز اضطراری یا پول قرضی، پلهای هم که وارد شود، همان ریسک را دارد. درس چرا هرگز نباید بیش از توان از دست دادن سرمایهگذاری کرد این مرز را دقیقتر میکشد.
- برنامهٔ بیپایان. خرید پلهای بدون سقف کل و بدون تاریخ بازبینی، در عمل تعهدی نامحدود است. سقف کل و زمان بازبینی باید از همان اول روشن باشد.
خرید پلهای و مدیریت ریسک؛ رابطه با اندازهٔ موقعیت
در چارچوب مدیریت ریسک در ارز دیجیتال، خرید پلهای فقط یک ابزار از چند ابزار است و به تنهایی برنامهٔ ریسک نیست. اصول پایه را در درس اصول پایهٔ مدیریت ریسک در معامله خواندهاید؛ اینجا فقط جای خرید پلهای در آن چارچوب را روشن میکنیم.
اندازهٔ موقعیت (Position Sizing) به این پرسش جواب میدهد که در مجموع چقدر از سرمایه در معرض یک دارایی قرار میگیرد؛ خرید پلهای فقط میگوید این مقدار در چند قسمت و با چه فاصلهای وارد میشود. رابطهٔ این دو یک ضرب ساده است: مبلغ هر پله ضرب در تعداد پلهها باید برابر با سقفی باشد که از پیش برای این دارایی تعیین کردهاید، و آن سقف باید از بودجهٔ ریسک کل شما بیرون بیاید، نه برعکس. کسی که اول مبلغ ماهانه را انتخاب میکند و بعد بینهایت ادامه میدهد، در واقع اندازهٔ موقعیت را به دست تقویم سپرده است. ماشینحساب اندازهٔ پوزیشن برای همین مرحله ساخته شده است: ابتدا سقف، بعد تقسیم.
دو نکتهٔ دیگر هم جدا از خرید پلهای میمانند. تنوعبخشی دربارهٔ پخشکردن سرمایه میان داراییهای مختلف است و خرید پلهای روی یک دارایی، جای آن را نمیگیرد. شرط خروج نیز باید جدا تعریف شود؛ برنامهٔ پلهای میگوید چه وقت وارد شوید، اما دربارهٔ اینکه در چه شرایطی برنامه متوقف یا بازبینی میشود، ساکت است، مگر آنکه خودتان از قبل آن شرط را نوشته باشید.
خودتان حساب کنید
بهترین راه فهمیدن این روش، بازی با عددهاست. ماشینحساب خرید پلهای رمزکلاس به شما اجازه میدهد مبلغ هر پله، تعداد پلهها و مسیر قیمت را وارد کنید و ببینید میانگین هزینه، تعداد واحد و ارزش پایانی در سناریوهای مختلف چه میشود؛ همان سه سناریوی این درس را میتوانید با عددهای خودتان تکرار کنید و بهویژه سناریوی افت بدون بازگشت را از نظر نگذرانید.
پیش از شروع یک برنامهٔ پلهای
- دارایی را میشناسید و دلیل انتخاب آن را جدا از قیمت میتوانید توضیح دهید.
- سقف کل مبلغ این دارایی را از بودجهٔ ریسک خود تعیین کردهاید و مبلغ هر پله از تقسیم آن سقف به دست آمده است.
- پول برنامه، پسانداز اضطراری یا پول قرضی نیست و از دست رفتن کامل آن زندگیتان را به هم نمیزند.
- فاصلهٔ پلهها و تاریخ پایان یا بازبینی روی کاغذ نوشته شده است.
- کارمزد هر معامله را نسبت به مبلغ هر پله حساب کردهاید.
- پذیرفتهاید که این برنامه میتواند در پایان در زیان باشد و از پیش تصمیم گرفتهاید در آن حالت چه میکنید.
خرید پلهای، وقتی درست فهمیده شود، ابزاری برای کمکردن یک ریسک مشخص است: ریسک اینکه تصمیم یکبارهٔ شما با بدترین لحظهٔ بازار همزمان شود. همین و نه بیشتر. بقیهٔ کار، یعنی انتخاب دارایی، تعیین اندازه، تنوع و شرط خروج، همانطور که در درسهای پیشین دیدید، بر عهدهٔ خود شماست.
خودتان را بسنجید
خرید پلهای همیشه از خرید یکجا بهتر است؟
نه. پژوهشهای ونگارد و مورنینگاستار دربارهٔ بازار سهام نشان میدهند خرید یکجا در اکثر بازههای تاریخی بازده بیشتری داشته، چون آن بازار در بلندمدت بالا رفته است. خرید پلهای در بدترین سناریوهای نزولی نتیجهٔ بهتری داشته و تصمیمگیری را آسانتر میکند. انتخاب به تحمل ریسک شما و به این بستگی دارد که کدام پشیمانی کمتر آزارتان میدهد.
فاصلهٔ زمانی مناسب بین خریدها چقدر است؟
هیچ منبع معتبری فاصلهٔ «درست» را تعیین نکرده است. معیار عملی، همخوانی با ریتم درآمد (مثلاً ماهانه) و نسبت کارمزد به مبلغ هر پله است؛ پلههای خیلی کوچک و پرتعداد میتوانند کارمزد زیادی بخورند. مهمتر از طول فاصله، ثابتماندن آن است.
آیا خرید پلهای در یک نزول طولانی هم جلوی زیان را میگیرد؟
نه. اگر قیمت دارایی برای مدت طولانی پایین بماند یا به صفر برسد، خریدار پلهای هم زیان میکند. این روش فقط اثر «ورود در بدترین لحظه» را در زمان پخش میکند و به گفتهٔ FINRA زیان در یک سقوط شدید را محدودتر میکند، نه حذف.
خرید پلهای با «میانگین کم کردن» چه فرقی دارد؟
خرید پلهای از پیش برنامهریزی شده و به قیمت بیتوجه است؛ مبلغ و زمان ثابتاند. میانگین کم کردن تصمیمی واکنشی است: چون قیمت افتاده، مبلغ بیشتری وارد میشود تا میانگین خرید پایین بیاید. دومی سقف کل مشخصی ندارد و در یک نزول طولانی میتواند به واریزهای پیدرپی بکشد.
منابع
- واژهنامهٔ Investor.gov: خرید پلهای مشاهدهٔ منبع واژهنامهٔ Investor.gov: خرید پلهای
- The Benefits and Limitations of Dollar-Cost Averaging | FINRA.org مشاهدهٔ منبع The Benefits and Limitations of Dollar-Cost Averaging | FINRA.org
- Research Weekly - Charting Drawdowns During Up Cycles مشاهدهٔ منبع Research Weekly - Charting Drawdowns During Up Cycles
- Vanguard research February 2023 Cost averaging: Invest now مشاهدهٔ منبع Vanguard research February 2023 Cost averaging: Invest now
- The Case for Dollar-Cost Averaging | Morningstar مشاهدهٔ منبع The Case for Dollar-Cost Averaging | Morningstar
- Crypto shocks and retail losses | Bank for International Settlements مشاهدهٔ منبع Crypto shocks and retail losses | Bank for International Settlements