رمز ۳۱۸مرحلهٔ تصمیم، درس ۱۸ از ۲۵ مدیریت ریسک
روانشناسی ضرر؛ چرا تصمیمهای احساسی گران تمام میشوند
روانشناسی معاملهگری بر پایهٔ پژوهشهای کلاسیک؛ چرا درد ضرر از لذت سود بیشتر است، چرا زیان را نگه میداریم و چه قاعدههایی تصمیم احساسی را مهار میکند.
پیشنیاز رمز ۳۱۷ فومو (FOMO) چیست و چطور ترس از جا ماندن را مهار کنیم
روانشناسی معاملهگری یعنی شناختن الگوهایی که ذهن ما هنگام سود و زیان بارها تکرار میکند. پژوهشهای کلاسیک اقتصاد رفتاری نشان میدهند درد زیان از لذت سودی هماندازه بیشتر است؛ همین عدم تقارن باعث میشود زیانها را بیش از اندازه نگه داریم، برای جبران بر حجم موقعیت بیفزاییم و پس از ضرر با عجله به بازار برگردیم. راه مهار این الگوها «احساس نکردن» نیست؛ نوشتن قاعدهها پیش از معامله و ثبت تصمیمها پس از آن است.
درد ضرر از لذت سود بیشتر است
دانیل کانمن و آموس تورسکی در سال ۱۹۷۹ در مقالهٔ «نظریهٔ چشمانداز» (Prospect Theory) در مجلهٔ Econometrica نشان دادند مردم نتیجهٔ یک تصمیم را با کل دارایی خود نمیسنجند، بلکه آن را نسبت به یک «نقطهٔ مرجع» سود یا زیان میبینند [۱]. به تعبیر خود آنها، زیانها بزرگتر از سودها به چشم میآیند؛ یعنی منحنی ارزش ذهنی در ناحیهٔ زیان شیبدارتر از ناحیهٔ سود است. این پدیده «زیانگریزی» (Loss Aversion) نام گرفت.
تورسکی و کانمن در نسخهٔ تکمیلی همین نظریه در سال ۱۹۹۲ ضریب زیانگریزی را حدود ۲٫۲۵ برآورد کردند؛ یعنی درد یک زیان تقریباً دو برابر لذت سودی به همان اندازه است [۲]. این عدد برآوردی از آزمایشهای آن پژوهش است، نه قانونی ثابت برای همهٔ افراد؛ اما جهت آن روشن است: زیان در ذهن ما وزن بیشتری دارد.
در بازار رمزارز، نقطهٔ مرجع معمولاً قیمتی است که با آن وارد شدهاید. عددی که روی صفحه قرمز میشود دیگر فقط یک قیمت نیست؛ به یک شکست شخصی تبدیل میشود. چون قیمتها در این بازار در بازههای کوتاه جابهجا میشوند، ذهن شما ممکن است در یک روز چند بار بین حس سود و حس زیان رفتوآمد کند و هر بار زیان را سنگینتر از سود تجربه کند.
زیانگریزی خودش ایراد نیست
احتیاط در برابر زیان به بقای مالی کمک میکند. مشکل وقتی شروع میشود که ذهن برای فرار از درد «پذیرفتن» زیان، تصمیمی میگیرد که ریسک تازهای میسازد. سه الگوی رایج این وضعیت در بخشهای بعد آمده است: نگه داشتن زیان، میانگینگیری برای جبران و انتقامگیری از بازار.
نگه داشتن زیان، فروختن سود
ترنس اودین در سال ۱۹۹۸ سوابق معاملاتی ۱۰٬۰۰۰ حساب را در یک کارگزاری تخفیفی در آمریکا بررسی کرد تا ببیند سرمایهگذاران با داراییهای سودده و زیانده سبد خود چه میکنند [۳]. نتیجه، تأیید «اثر تمایلی» (Disposition Effect) بود: سرمایهگذاران برندگان را زودتر میفروختند و بازندگان را نگه میداشتند.
دادههای اودین
در همهٔ ماهها بهجز دسامبر، نسبت سودهای محققشده حدود ۱۴٫۸٪ و نسبت زیانهای محققشده ۹٫۸٪ بود؛ یعنی فرصت ثبت سود بهمراتب بیشتر از فرصت ثبت زیان استفاده میشد [۳]. در دسامبر، به دلایل مالیاتی، الگو برعکس شد: ۱۰٫۸٪ برای سود در برابر ۱۲٫۸٪ برای زیان [۳].
ماجرای دسامبر نکتهٔ امیدوارکنندهای دارد. برداشت ما این است که وقتی انگیزهای بیرونی و روشن وجود داشت، رفتار سرمایهگذاران عوض شد؛ پس اثر تمایلی سرنوشت نیست و با قاعده و انگیزهٔ مشخص میتوان آن را جابهجا کرد.
آیا این الگو در بازار رمزارز هم دیده میشود؟ پژوهشی که در مجلهٔ Digital Finance منتشر شد، همان روش اودین را روی تراکنشهای بیتکوین که به صرافیها واریز شده بود به کار برد. نتیجه نشان داد معاملهگران بیتکوین از ابتدای شبکه تا نوامبر ۲۰۲۱، در چند بازهٔ زمانی، مانند بازارهای سنتی دچار اثر تمایلی بودهاند [۴]. به گفتهٔ پژوهشگران، این اثر از سال پرنوسان ۲۰۱۷ به بعد پررنگتر شد و آن را به ورود گستردهٔ سرمایهگذاران تازهکار در پی پوشش رسانهای نسبت دادند [۴].
هر دو نیمهٔ این رفتار از نقطهٔ مرجع میآیند. ثبت سود حس «درست بودن» را قفل میکند و ذهن میخواهد پیش از آنکه این حس از دست برود، آن را نگه دارد. ثبت زیان اما یعنی پذیرفتن اشتباه؛ تا وقتی موقعیت باز است، زیان روی کاغذ است و امید بازگشت به قیمت ورود زنده میماند. مشکل اینجاست که بازار از قیمت ورود شما خبر ندارد و به آن اهمیتی نمیدهد.
پرسشی که نقطهٔ مرجع را کنار میگذارد
به جای «از قیمت ورودم چقدر دورم؟» از خود بپرسید: «اگر امروز این موقعیت را نداشتم، با اطلاعات فعلی و طبق قاعدههای خودم، آیا همین موقعیت را با همین اندازه میساختم؟» این پرسش به جای شما تصمیم نمیگیرد؛ فقط نشان میدهد تصمیمتان بر شواهد امروز تکیه دارد یا بر عددی از گذشته.
میانگینگیری برای جبران
میانگینگیری در ضرر (Averaging Down) یعنی وقتی قیمت از قیمت ورود شما پایینتر رفته است، مقدار بیشتری از همان دارایی اضافه کنید تا میانگین قیمت ورودتان پایین بیاید. انگیزهٔ اصلی این کار اغلب ریاضی نیست، روانی است: ذهن میخواهد فاصلهٔ قیمت فعلی با نقطهٔ مرجع کوتاهتر به نظر برسد تا درد زیان کمتر شود.
این رفتار را با خرید پلهای (DCA) یکی ندانید. در خرید پلهای، مبلغ و زمانبندی پیش از شروع و مستقل از جهت قیمت تعیین میشود. میانگینگیری برای جبران، واکنشی است به زیان و معمولاً بدون برنامهٔ از پیش نوشته انجام میشود.
مشکل اصلی، اندازهٔ موقعیت است. فرض کنید طبق برنامهٔ خود قرار بوده حداکثر ۵ درصد سرمایه در یک دارایی باشد. با دو بار افزودن هماندازه در مسیر نزول، پولی که وارد همین یک دارایی کردهاید به ۱۵ درصد سرمایهٔ اولیه میرسد. داراییای که قرار بود یک آزمایش کوچک باشد، حالا سرنوشت بخش بزرگی از سبد شما را تعیین میکند؛ درست در زمانی که شواهد بازار تا این لحظه خلاف انتظار شما بوده است.
ریاضی بازگشت هم این فشار را بیشتر میکند. فرض کنید قیمت یک دارایی فرضی ۵۰ درصد افت کند. برای بازگشت به نقطهٔ شروع، همان قیمت باید دو برابر شود؛ یعنی ۱۰۰ درصد بالا برود. هرچه زیان عمیقتر شود، مسیر جبران طولانیتر و وسوسهٔ افزودن برای «کوتاه کردن راه» قویتر میشود. پیش از هر تصمیمی، با ماشینحساب اندازهٔ پوزیشن ببینید یک موقعیت در بدترین حالت چه سهمی از سرمایهٔ شما را درگیر میکند.
افزودن بیبرنامه، ریسک را جمع میکند
افزودن به موقعیت زیانده بدون قاعدهٔ از پیش نوشته، زیان احتمالی بعدی را بزرگتر میکند. اگر چنین کاری را در نظر دارید، سقف کل موقعیت را بر اساس مبلغی که توان از دست دادنش را دارید بسنجید، نه بر اساس فاصلهٔ قیمت فعلی با قیمت ورود.
انتقامگیری از بازار
معاملهٔ انتقامی (Revenge Trading) الگویی است که پس از یک زیان دردناک دیده میشود: معاملهگر میخواهد همان پول را فوراً «پس بگیرد»، پس سریعتر، بزرگتر و اغلب بدون تحلیل وارد معاملهٔ بعدی میشود. در این حالت هدف دیگر یافتن فرصت نیست؛ پاک کردن حس شکست است. این توصیف را از چارچوب زیانگریزی نتیجه میگیریم: وقتی درد زیان اینقدر سنگین است، ذهن دنبال سریعترین راه خلاص شدن از آن میگردد، حتی اگر آن راه پرخطرتر باشد.
حالوهوای بازار هم به این الگو دامن میزند. نظرسنجی سازمان رفتار مالی بریتانیا (FCA) در اکتبر ۲۰۲۱ روی ۱٬۰۰۰ سرمایهگذار ۱۸ تا ۴۰ ساله در محصولات پرریسک نشان داد ۷۶٪ هنگام سرمایهگذاری حس رقابت داشتند و ۶۸٪ آن را به قمار تشبیه کردند [۵]. در همین نظرسنجی، ۵۸٪ گفتند شنیدن مداوم دربارهٔ یک سرمایهگذاری در اخبار، شبکههای اجتماعی و از دیگران آنها را به خرید تشویق کرده است و فقط ۲۱٪ قصد داشتند آخرین سرمایهگذاریشان را بیش از یک سال نگه دارند [۵].
این دادهها دربارهٔ جوانان بریتانیایی است و نمیتوان آن را مستقیم به بازار ایران تعمیم داد. اما نشان میدهد وقتی سرمایهگذاری شبیه مسابقه یا بازی حس شود، افق تصمیم کوتاه و هیجان پررنگ میشود. در مسابقه، باختن یعنی «باید دوباره بازی کنم». همین حس، در کنار ترس از جا ماندن (FOMO)، سوخت معاملهٔ انتقامی است.
نشانههایی که میگویند ممکن است در حال انتقامگیری از بازار باشید:
- حجم معامله را درست پس از یک زیان افزایش دادهاید.
- بدون نوشتن دلیل ورود، وارد موقعیت تازه شدهاید.
- افق زمانیتان ناگهان از ماهها به ساعتها یا دقیقهها رسیده است.
- حد ضرر را «فقط همین یک بار» کنار گذاشته یا جابهجا کردهاید.
- فکر «باید امروز جبران کنم» بر ذهنتان غالب است.
اهرم و جبران سریع
معاملهٔ انتقامی با اهرم بهمراتب خطرناکتر است، چون اهرم هم سود و هم زیان را بزرگ میکند و میتواند سرمایهٔ آن حساب را در یک حرکت کوتاه قیمت از بین ببرد. پس از یک زیان بزرگ، کار سودمندتر معمولاً مکث است، نه معاملهٔ بعدی.
ثبت تصمیمها؛ آینهٔ رفتار
حافظهٔ ما با خودمان مهربان است. تصمیمهای خوب را به مهارت و تصمیمهای بد را به بدشانسی نسبت میدهیم و جزئیات لحظهٔ تصمیم را زود فراموش میکنیم. اودین توانست اثر تمایلی را ببیند، چون سوابق معاملات ثبت شده بود. شما هم میتوانید همین کار را در مقیاس کوچک با یک دفترچهٔ معاملات انجام دهید؛ دفتر کاغذی، یک فایل ساده یا یک جدول کافی است.
برای هر معامله، پیش از ورود این موارد را بنویسید:
- تاریخ، دارایی و دلیل ورود در یک یا دو جمله.
- اندازهٔ موقعیت و سهم آن از کل سرمایه.
- نقطهٔ خروج برنامهریزیشده در زیان و، اگر دارید، در سود.
- حال روانی خود در لحظهٔ تصمیم: آرام، عجول، خسته، عصبانی یا هیجانزده.
پس از بستن موقعیت هم یک سطر اضافه کنید: آیا طبق قاعده عمل کردید؟ اگر نه، چه چیزی شما را از قاعده دور کرد؟
هر چند هفته یک بار دفترچه را مرور کنید و بهخصوص یک پرسش را جدی بگیرید: آیا موقعیتهای سودده را زودتر از برنامه بستهاید و موقعیتهای زیانده را دیرتر؟ اگر پاسخ مثبت است، اثر تمایلی را در دادهٔ شخصی خودتان دیدهاید. این دیدن، نخستین قدم تغییر است.
کیفیت تصمیم را جدا از نتیجه بسنجید
یک تصمیم خوب میتواند به زیان برسد و یک تصمیم بد میتواند از سر شانس سود بدهد. در مرور دفترچه، معیار شما پایبندی به برنامه و منطق ورود باشد، نه فقط عدد پایانی.
قاعدههایی که پیش از معامله نوشته میشوند
قاعدهای که در آرامش نوشته شده، از تصمیمی که زیر فشار زیان گرفته میشود قابلاعتمادتر است. زیانگریزی در لحظهٔ زیان فعال میشود؛ پس بهترین زمان برای تصمیم دربارهٔ زیان، پیش از وقوع آن است. اصول پایهای مانند اندازهٔ موقعیت و حد ضرر در درس اصول پایهٔ مدیریت ریسک در معامله آمده است؛ اینجا همان اصول را به زبان رفتار ترجمه میکنیم.
قاعدههای پیش از معامله
- سقف کل پولی که وارد بازار میکنم، از مبلغی که توان از دست دادنش را دارم بیشتر نیست.
- اندازهٔ هر موقعیت و حداکثر زیان قابلقبول آن را پیش از ورود مینویسم.
- نقطهٔ خروج در زیان را پیش از ورود مشخص میکنم و در میانهٔ معامله جابهجایش نمیکنم، مگر طبق قاعدهای که از قبل نوشتهام.
- افزودن به موقعیت زیانده فقط وقتی مجاز است که از قبل در برنامه آمده باشد و سقف کل موقعیت را رد نکند.
- پس از یک زیان بزرگ یا چند زیان پشت سر هم، دستکم یک شبانهروز معاملهٔ تازهای باز نمیکنم.
- هنگام خستگی، عصبانیت یا زیر تأثیر هیجان شبکههای اجتماعی تصمیم معاملاتی نمیگیرم.
- هر معامله را در دفترچه ثبت و بهطور منظم مرور میکنم.
این قاعدهها نمونهاند؛ جزئیات و مقدارها را خودتان و متناسب با وضعیت مالیتان تعیین کنید. مهم این است که آنها را بنویسید، جایی بگذارید که هنگام معامله ببینید و تغییرشان را فقط در زمان آرامش و پس از مرور دفترچه انجام دهید، نه در میانهٔ یک معامله. تصویر کلی این بخش و ابزارهای دیگر آن را در صفحهٔ مدیریت ریسک در ارز دیجیتال ببینید.
وقتی فشار ضرر از بازار فراتر میرود
زیان مالی فقط یک عدد در حساب نیست؛ میتواند خواب، تمرکز، روابط خانوادگی و حس ارزشمندی را هم درگیر کند. بهخصوص وقتی پولی که از دست رفته برای نیازهای ضروری کنار گذاشته شده بود یا از دیگران قرض گرفته شده بود، فشار روانی بسیار سنگینتر میشود. این یکی از دلیلهایی است که درسهای این بخش بر سرمایهگذاری فقط با پولی که توان از دست دادنش را دارید تأکید میکنند.
نشانههایی که میگویند فشار از حد معمول گذشته است: بیخوابی طولانی، پنهان کردن زیان از نزدیکان، قرض گرفتن برای جبران زیان، ناتوانی در فکر کردن به چیزی جز بازار، یا احساس ناامیدی پایدار. اگر چند مورد از اینها را در خود میبینید، صحبت با یک روانشناس، مشاور یا پزشک مورد اعتماد نشانهٔ ضعف نیست؛ کاری مسئولانه است.
اگر حال شما خوب نیست
اگر فکر آسیب رساندن به خود به ذهنتان میرسد، همین حالا از خدمات اورژانس محل زندگی خود کمک بگیرید یا با فردی مورد اعتماد تماس بگیرید. هیچ زیانی در بازار ارزش جان و سلامت شما را ندارد.
خودتان را بسنجید
چرا فروختن در ضرر اینقدر سخت است؟
چون ذهن سود و زیان را نسبت به قیمت ورود میسنجد و درد زیان را سنگینتر از لذت سود حس میکند. تا وقتی موقعیت باز است، زیان «روی کاغذ» میماند و امید بازگشت زنده است؛ ثبت زیان یعنی پذیرفتن اشتباه. پژوهشهای اقتصاد رفتاری این تمایل را با نام «اثر تمایلی» ثبت کردهاند.
میانگینگیری در ضرر اشتباه است؟
ماهیت این کار به برنامهٔ شما بستگی دارد، نه به حس لحظه. اگر افزودن به یک موقعیت از پیش نوشته شده و سقف کل موقعیت را رد نمیکند، بخشی از یک برنامه است. اگر برای کم کردن درد زیان و نزدیک کردن قیمت میانگین به قیمت فعلی انجام میشود، معمولاً ریسک را بیحساب بزرگ میکند.
معاملهگران حرفهای هم احساسی تصمیم میگیرند؟
زیانگریزی و اثر تمایلی ویژگی ذهن انساناند، نه نشانهٔ تازهکاری؛ پژوهشهایی که در این درس آمدهاند آنها را در گروههای بزرگی از سرمایهگذاران دیدهاند. تفاوت در این است که معاملهگر منضبط به جای تکیه بر اراده، از قاعدههای نوشتهشده، سقف ریسک و ثبت منظم تصمیمها کمک میگیرد.
کمکگرفتن از مشاور روانی برای ضرر مالی لازم است؟
هر ضرری به مشاوره نیاز ندارد، اما اگر زیان مالی خواب، کار، روابط یا حس ارزشمندی شما را برای مدتی طولانی مختل کرده است، صحبت با یک روانشناس یا پزشک کاری عاقلانه است. اگر فکر آسیب رساندن به خود به ذهنتان میرسد، همین حالا از خدمات اورژانس محل زندگی خود یا فردی مورد اعتماد کمک بخواهید.
منابع
- Prospect Theory: An Analysis of Decision under Risk | The Econometric Society مشاهدهٔ منبع Prospect Theory: An Analysis of Decision under Risk | The Econometric Society
- Advances in prospect theory: Cumulative representation of uncertainty | Journal of Risk and Uncertainty | Springer Nature Link مشاهدهٔ منبع Advances in prospect theory: Cumulative representation of uncertainty | Journal of Risk and Uncertainty | Springer Nature Link
- Are Investors Reluctant to Realize Their Losses? - Odean - 1998 - The Journal of Finance - Wiley Online Library مشاهدهٔ منبع Are Investors Reluctant to Realize Their Losses? - Odean - 1998 - The Journal of Finance - Wiley Online Library
- Exploring investor behavior in Bitcoin: a study of the disposition effect | Digital Finance | Springer Nature Link مشاهدهٔ منبع Exploring investor behavior in Bitcoin: a study of the disposition effect | Digital Finance | Springer Nature Link
- Young investors driven by competition and hype | FCA مشاهدهٔ منبع Young investors driven by competition and hype | FCA